read kindle » Trainspotting Ô Paperback ☆ irvine welsh

epub Trainspotting

read kindle » Trainspotting Ô Paperback ☆ irvine welsh ↠ The bestselling novel by Irvine Welsh that provided the inspiration for Danny Boyle’s hit film Choose us Choose life Choose mortgage payments; choose washing machines; choose cars; choose sitting oan a couch watching mind numbing and spirit cruOoth Choose rotting away pishing and shiteing yersel in a home a total fuckin embarrassment tae the selfish fucked up brats ye've produced Choose life Trainspotting Mark Renton #2 Irvine WelshTrainspotting focuses on the lives of a group of friends from Leith Edinburgh three of which are deep into a heroin addiction The novel is split up into seven sections the first six contain multiple chapters of varying length and differing focus The novel's origins in short fiction are still visible though no segment or chapter is wholly independent of the others The majority of the stories are narrated by the novel's central protagonist Mark Rentonتاریخ نخستین خوانشروز بیست و ششم ماه سپتامبر سال 2018 میلادیعنوان رگیابی؛ نویسنده اروین ولش؛ مترجم رضا اسکندری‌آذر؛ تهران نشر هیرمند‏‫، ‫1396؛ در 466 ص؛ شابک 9789644084744؛ چاپ دوم 1398؛ فروست مجموعه‌ی شهرزاد؛ موضوع داستانهای نویسندگان اسکاتلندی سده 20 منقل از متن «بخش اول ترک اعتیاد بچه های عملی، ژان کلود وندِم، و مادر مقدس عرق از سروصورت سیک بوی جاری بود؛ داشت مثل بید میلرزید من سرجایم نشسته بودم، زوم کرده بودم روی تلویزیون و زور میزدم حواسم بهش نباشد حالم را بد میکرد همه ی تلاشم این بود که روی فیلم ژان کلود وندم متمرکز باشم مثل همه ی فیلمها، این یکی هم با یک پیش درآمد دراماتیک شروع شد ادامه ی فیلم شامل معرفی نقش منفی نامرد نالوطی و چسباندن تکه های سناریوی ضعیف با تُف به یکدیگر بود برادر ارزشیمان، ژان کلود وندم، هر لحظه آماده بود تا یک بزن بزن خونین راه بیندازد سیک بوی درحالیکه سرش را تکان میداد، نفس زنان نالید «رِنت، من باید مادر مقدسو ببینم» گفتم «اَاَاَه» دلم میخواست این حیوان از جلوی چشمم گم شود، برود، و ما را با ژان کلود به حال خودمان بگذارد از طرفی، مدتی بود حال و روزم از خماری خوش نبود، و اگر آن عوضی میرفت و خودش را میساخت، محال بود خیرش به ما برسد بهش میگفتند سیک بوی، نه برای این که همیشه ی خدا خمار میزد، به این دلیل که یک مادر به خطای بیمار بود عاجزانه تشر زد «بریم دیگه» «یه دقه دندون رو جیگر بذار» دلم میخواست ژان کلود را حین کتک مال کردن حریف پررویش ببینم اگر الان میرفتیم، نمیتوانستم فیلم را تماشا کنم وقتی هم برمیگشتیم، داغانتر از اینها بودم که بنشینم پای فیلم، و به هر حال میافتاد برای چند روز بعد این یعنی پول پای کرایه ی فیلمی داده بودم که حتی نمیتوانستم یکبار ببینمش فریاد زد «من باید بزنم بیرون» و بلند شد رفت سمت پنجره و تکیه داد به رف به سنگینی نفس میکشید؛ عین یک حیوان جن زده توی چشمهایش هیچ چیز دیده نمیشد، غیر از نیاز مبرم تلویزیون را با ریموت خاموش کردم و بهش غر زدم «بفرما پولمو ریختم تو توالت الکی حرومش کردم پای کرایه ی این فیلم کوفتی» حرامزاده ی لعنتی مردم آزار سرش را انداخت عقب و نگاهش را دوخت به سقف «پولشو می دم بعداً دوباره کرایه ش کن؛ اگه همه ی گُه بازیات مال اینه اونم واسه خاطر پنجاه پنی؛ واسه چس مثقال» حرامزاده ی بی ارزش، تخصص عجیبی در رقت انگیز جلوه دادن آدم داشت گفتم «نَقل این حرفا نیس» البته خودم هم باورم نشد «آره، نقل اینه که من داره از خماری جونم از هفت جام میزنه بیرون، اونوقت رفیق جون جونیم داره عمداً لفتش میده و کلی ام با اینکارش حال میکنه» چشمهایش شد به اندازه ی توپ فوتبال، پر از برق خصومت، و در عین حال یک دنیا التماس شاهدی نیشدار برای ـ مثلاً ـ خیانت من در عالم رفاقت اگر آنقدر عمر کنم که یک توله پس بیندازم، امیدوارم هیچ وقت مثل سیک بوی نگاهم نکند این عوضی در این حالت غیرقابل تحمل میشد به اعتراض گفتم «من که» «کتتو بپوش بینیم بااا» توی خیابان اثری از تاکسی نبود لعنتیها حالا هر وقت لازمشان نداری مثل مور و ملخ اینجا جمع میشوند مثلاً اواخر مرداد بودیم، اما من داشتم از سرما مثل بید میلرزیدم هنوز مریض نشده بودم، اما شک نداشتم که مریضی روی شاخم است «الان باید تاکسیا اینجا ردیف باشن؛ یه خروار تاکسی لعنتی آدم تو تابستون باباش درمیاد تا یه تاکسی گیر بیاره این مایه دارای خیکی لعنتی، اونقد تن لش ان که زورشون میاد واسه رسیدن به اون میتینگای مسخره تو اون کلیسای بی ارزششون صد قدم پیاده گز کنن اون راننده تاکسیای حرومزاده ی مسافرتلکه کن ام» سیک بوی در حالیکه نفس برایش نمانده بود، زیر لب برای دل خودش هذیان میگفت در حالیکه چشمهایش وغ زده و رگهای گردنش باد کرده بود، سرش را گرفته بود سمت بالای خیابان لیث آخر سر یک تاکسی پیدا شد چند جوان ملبس به گرمکن شمعی و کاپشن خلبانی قبل از رسیدن ما آنجا ایستاده بودند شک دارم سیک بوی اصلاً دیده باشدشان دوید وسط خیابان و داد زد «تاکسی» «هوی چه خبرته؟» یکی از پسرها با گرمکن شمعی سیاه و بنفش، و مدل موی بوکسوری معترض شد سیک بوی حین باز کردن در تاکسی درآمد که «خفه کار کن بینیم؛ ما اول رسیدیم اینجا» و بعد همانطور که به سر خیابان و تاکسی سیاهی که میآمد اشاره میکرد، گفت «یکی دیگه داره میاد» «اگه داره میاد که شانس آوردین، بی پدرای عوضی» همانطورکه میچپیدیم توی تاکسی بهشان غرولند کرد «گورتو گم کن، ولگرد جقله ی خال خالی گمشو تاکسیتو سوار شو» به راننده گفتم «خیابون تولکراس» و تفی از شیشه ی پنجره شوت کردم بیرون گرمکن شمعی فریاد زد «راتو بکش برو، بچه زرنگ بی پدر د یالا دیگه حرومزاده» راننده ی تاکسی عین خیالش نبود به نظر آدم درستی میآمد اغلبشان همینطوری اند کاسبهای خویش فرما یا پستترین جانوران موذی روی زمین خدا تاکسی دور زد و به سمت انتهای خیابان حرکت کرد »؛ پایان نقل ا شربیانی

ebook õ Trainspotting ì Irvine Welsh

E washing machines; choose cars; choose sitting oan a couch watching mind numbing and spirit crushing game shows stuffing fuckin junk food intae yir m As seen on The ReadventurerThis is why I love reading challenges they allow me to discover books I would have never picked up on my own Let's face it would I ever intentionally seek a book about Scottish low lives junkies thugs and prostitutes? Don't think so But alas the fate threw Welsh's Trainspotting my way and I ate it up like hot cakesTrainspotting is a collection of short stories narrating scenes in the lives of a Skag Boys skag heroin Rents Sick Boy Begsbie Spud and various people around them their families lovers drug suppliers partners in crime or victims Mark Renton Rents is or less is the protagonist this is mostly his story even though the stories are written from multiple points of view in 1st and 3rd person The majority of them is also narrated in Scottish dialect so some initial effort to understand is reuiredThe best thing about this book is that it takes you on a roller coaster ride it takes you from revulsion to uncontrollable boasts of laughter to tears of compassion Considering that every other word in this book is a profanity I think Irvine Welsh has talentTrainspotting starts off as a rather repulsive read within the first 10 pages Rents is fishing out the drugs that he has just rectally ingested out of the filthy overflowing public toilet The repulsive factor doesn't really go away as the story progresses we are faced with psychopath Begsbie who is extremely abusive to everyone around him including his girlfriends or Sick Boy who is very popular with women and at some point becomes a pimp of a few of them or Rents himself who drunkenly has sex with a 14 year old girl or shags his dead brother's pregnant fiance in the bathroom during his funeral The list goes on and on But the thing is in spite of all these depravities Skag Boys are strangely relatable and dare I say it often likable They are losers and addicts and criminals but their emotional and moral struggles are realThe book is although very dark at the same time hilarious it is filled with Rents' sarcastic humor This uote from the scene can give you a good taste of the writingHere Rents is held by his parents under the house arrest They are attempting to get him off the heroin Rents' mom is trying to feed him The auld girl sticks us in the comfy chair by the fire in front ay the telly and puts a tray oan ma lap Ah'm convulsing inside anyway but the mince looks revolting Ah've telt ye ah dinnae eat meat Ma ah sais Ye eywis liked yer mince and tatties potatoes That's whair ye've gone wrong son no eating the right thing Ye need meatNow there is apparently a casual link between heroin addiction and vegetarianismIn the latter part Trainspotting is no longer a repulsively hilarious read it gets darker and darker as we follow the fates of Rents' many friends and it's not pretty too many of them are dying from HIV from sharing needles from cancer gangrene heart attacks Seeing this many deaths 25 year old Rents attempts to kick his habit over and over again but will he and his friends succeed?I think Trainspotting is a remarkable read and I will definitely read of Welsh's work But is this book for everybody? Absolutely not It is filled with human depravities profanity and written in Scottish dialect This will turn off many readers But if you are looking for a challenging in many ways read give Trainspotting a try You won't be disappointedReading challenge #13 transgressive

Irvine Welsh ì Trainspotting ebook

TrainspottingThe bestselling novel by Irvine Welsh that provided the inspiration for Danny Boyle’s hit film Choose us Choose life Choose mortgage payments; choos Choose mainstream Choose cheap ebooks that won't challenge you stretch you change you or otherwise fuck with your mind Choose YA and chicklit and bland massproduced airport thrillers with sanitised violence and the kind of sex you're sure you can get from a random stranger you picked up half an hour ago when you were both pretending to be too drunk to know what you were doing Choose to ignore anything unexpected or transgressive including but not limited to Plato Dante Chaucer Shakespeare Newton Voltaire Flaubert Einstein Joyce Proust Dirac Sartre and the New Testament If possible choose not even to have heard of them Choose to vote for the dishonest political party whose mindless focus group tested slogan appeared most often in your fucking Facebook feed on your fucking iPhone which you touch or swipe an average of 2600 times a day Choose to develop Alzheimers and fall asleep while rereading Harry Potter and the Deathly Hallows on your fucking Kindle and never wake up But why would I want to do a thing like that? I chose not to choose mainstream I chose something else And the reasons? There are no reasons Who needs reasons when you've got real books?